فقیر و ثروتمند، خداناباور، مسلمان و مسیحی، اهالی هانوفر، برلین شرقی و فرانکونیا... در محلههای ودینگ و گزوندبرونن، آدمهایی با پیشینهها و شرایط زندگی بسیار متفاوت در کنار هم زندگی میکنند. اما این افراد چقدر با یکدیگر حرف میزنند؟
گردهمایی جامعه مدنی که به همت انجمنهای کوبیک (Kubik e.V.) و بروننفیرتل (Brunnenviertel e.V.) در روز وحدت آلمان برگزار شد، ۵۰ نفر را با تجربهها و دیدگاههای گوناگون دور هم جمع کرد. پرسش اینجاست که آیا گفتوگوهای آن شب تنها به همان مناسبت محدود خواهد ماند؟
در میزهای گفتوگوی موضوعی، افرادی که پیشتر یکدیگر را نمیشناختند نیز دور هم نشستند و با هم صحبت کردند.
عکس: Kubik e.V.
آلمانیها؛ گروههایی با پیشینههای متفاوت
اگر تعریف مشترکی از اینکه چه کسی آلمانی است وجود نداشته باشد، زندگی در کنار یکدیگر در آلمان چگونه ممکن خواهد بود؟
وقتی از مردم میپرسند کدام رویداد تاریخی در ۴۰ سال گذشته بیشترین تأثیر را بر زندگیشان گذاشته است، پاسخ یکسانی از همه نمیشنویم؛ پاسخی که بتوان آن را دیدگاه مشترک آلمانیها دانست.
برای بسیاری از آلمانیهای شرقی، تحولات سیاسی و اجتماعی سال ۱۹۸۹ از مهمترین تجربههای زندگیشان بوده است. در مقابل، اتحاد دوباره آلمان برای مردم آلمان غربی تغییر چندانی در زندگی روزمره ایجاد نکرد.
برای جامعه ترکتبار آلمان، حملات نژادپرستانه و آتشسوزیهای عمدی سالهای ۱۹۹۲ و ۱۹۹۳ در شهرهای مولن و زولینگن از تلخترین و تکاندهندهترین تجربهها به شمار میرود.
حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و فضای بدبینی و سوءظنی که پس از آن نسبت به دین مسلمانان شکل گرفت نیز زندگی بسیاری از مسلمانان آلمان را تحت تأثیر قرار داد.
برای اقشار کمدرآمد هم اصلاحات موسوم به «هارتس» (Hartz) که در اوایل دهه ۲۰۰۰ اجرا شد، نقطه عطف مهمی در زندگی بود؛ تحولاتی که پیامدهای عمیقی برای آنها داشت.
تفاهم اجتماعی، جذابتر از اتحاد دوباره
انجمنهای کوبیک و بروننفیرتل از روز سوم اکتبر استفاده کردند تا افرادی با پیشینههای مختلف را دور هم جمع کنند و فرصتی برای گفتوگو میان آنها فراهم آورند.
این گردهمایی در سالن مؤسسه Eventus Bildung، واقع در خیابان دیانا (Dianastraße) در منطقه وایدمانسلوست (Waidmannslust) برگزار شد.
موضوع اصلی برنامه، مفهوم آلمانی «Einigkeit» به معنای همدلی و توافق اجتماعی بود. سلیمان باغ، از انجمن کوبیک، این پرسش را مطرح کرد:
«همه کسانی که در آلمان زندگی میکنند، بر سر چه ارزشهای مشترکی میتوانند به توافق برسند؟»
به گردهمایی جامعه مدنی خوش آمدید؛ انجمنهای کوبیک و بروننفیرتل در روز سوم اکتبر از مردم دعوت کردند تا در گفتوگویی مشترک شرکت کنند.
عکس: آندری شنل
در محلههای ودینگ و گزوندبرونن، افرادی با سبکهای زندگی بسیار متفاوت در کنار هم زندگی میکنند؛ آدمهایی که هرکدام دنیای خاص خودشان را دارند. همین هم نشان میدهد که آلمان جامعهای یکدست و همگون نیست، بلکه از گروهها و انسانهای بسیار متفاوتی تشکیل شده است.
به همین دلیل، برگزارکنندگان این گردهمایی تصمیم گرفتند روز وحدت آلمان را به نوعی «روز تفاهم اجتماعی آلمان» تبدیل کنند؛ البته با یک علامت سؤال در پایان آن:
«آیا این روز، روز تفاهم اجتماعی آلمان است؟»
بهجای پاسخهای آماده، دیدگاههای متفاوت
هدف این گردهمایی ارائه پاسخهای از پیش تعیینشده نبود. برگزارکنندگان بیش از هر چیز میخواستند مردم با یکدیگر حرف بزنند.
برنامه سوم اکتبر با سخنرانی سه زن آغاز شد که هرکدام از زاویهای متفاوت به موضوع نگاه میکردند.
فرانسیسکا پیش، کشیش کلیسای پروتستان گزوندبرونن، درباره شکلگیری گروههای اجتماعی و تأثیر آنها بر هویتی که برای خود قائل هستیم سخن گفت.
او توضیح داد که بارها دیده است مردم پس از پایان مراسم کلیسا، دوباره در گروههای کوچک دور هم جمع میشوند.
به گفته او، گروهها نقش مهمی در زندگی انسان دارند، اما گاهی حتی خودمان متوجه نمیشویم که دیگران ما را عضو گروه خاصی به حساب میآورند.
فرانسیسکا پیش این موضوع را شخصاً تجربه کرده بود. وقتی از وستفالن به براندنبورگ نقل مکان کرد، ناگهان دیگران او را یک «آلمانی غربی» میدیدند.
فرانسیسکا پیش، کشیش کلیسای پروتستان، در گردهمایی جامعه مدنی سخنرانی میکند.
عکس: هنسل
هلال آکدنیز، جامعهشناس و مدیرعامل انجمن مشارکت اجتماعی (VGE e.V.)، از نگاه مهاجران به مسائل سیاسی پرداخت.
او گفت در کودکی از تلویزیون دیده بود که دیوارها میتوانند فرو بریزند، اما حالا در بزرگسالی شاهد ساخته شدن دیوارهای تازهای است؛ دیوارهایی که آدمها را از یکدیگر جدا میکنند و برخی را به حاشیه میرانند.
آکدنیز از احساس تلخ پذیرفته نشدن در جامعهای سخن گفت که تمام زندگیاش در آن گذشته است.
هلال آکدنیز در شهر آگسبورگ آلمان به دنیا آمده است. او توضیح داد وقتی کسی به او میگوید «به خانهات برگرد»، از خودش میپرسد دقیقاً باید کجا برگردد؟
تنها جایی که میتواند به آن بازگردد، آگسبورگ است؛ اما روشن است که منظور گوینده از «خانه»، آگسبورگ نیست.
پس فرزندان او که نسل چهارم خانوادهشان در آلمان هستند، باید به کجا بروند؟
آکدنیز با تأکید گفت که مهاجران و اسلام نیز بخشی از جامعه آلمان هستند.
هلال آکدنیز درباره احساس تعلق و تجربه بیگانه تلقی شدن در جامعهای سخن گفت که خانوادهاش چندین نسل در آن زندگی کردهاند.
عکس: هنسل
ایرینا کولمتز، از باغ اجتماعی هیملبیت (Himmelbeet)، تحولات سیاسی سالهای ۱۹۸۹ و ۱۹۹۰ را از تجربه و نگاه شخصی خود روایت کرد.
کولمتز در جمهوری دموکراتیک آلمان، یا همان آلمان شرقی سابق، به دنیا آمده و بزرگ شده است. او گفت در آن زمان، اتحاد دوباره آلمان را به شکلی که اتفاق افتاد نمیخواست.
او توضیح داد که میتوانست اتحاد با چکسلواکی را تصور کند، چون با آن کشور ارتباطاتی داشت؛ اما هیچ احساس نزدیکی یا پیوندی با آلمان غربی و نظام سرمایهداری نداشت.
کولمتز سالها در آرزوی محیط کاری بود که در آن افراد بر پایه همکاری و همبستگی در کنار هم فعالیت کنند.
سرانجام چنین محیطی را در هیملبیت پیدا کرد؛ جایی که کارها بهصورت گروهی و بدون سلسلهمراتب اداری انجام میشود.
به گفته او، پذیرفتن دیدگاههای متفاوت همیشه آسان نیست و گاهی خستهکننده میشود، اما در عین حال تجربهای ارزشمند است که چیزهای زیادی به انسان میآموزد.
در هیملبیت مهم نیست چه کسی از کجا آمده است. حتی اینکه خود کولمتز اهل آلمان شرقی سابق است نیز برای هیچکس اهمیتی ندارد.
ایرینا کولمتز از مجموعه هیملبیت، درباره اتحاد دوباره آلمان از دیدگاه یک آلمانی شرقی و تجربه کار گروهی بدون سلسلهمراتب سخن گفت.
عکس: هنسل
گفتوگوی غریبهها درباره وطن و احساس تعلق
بخش اصلی گردهمایی به میزهای گفتوگوی موضوعی اختصاص داشت.
مهمانانی با پیشینههای متفاوت در گروههای ترکیبی دور هم نشستند و درباره موضوعاتی مانند خوشبختی، وطن و احساس تعلق صحبت کردند.
بیشتر شرکتکنندگان پیش از آن یکدیگر را نمیشناختند. در هر میز نیز فردی حضور داشت که گفتوگو را هدایت میکرد.
چیزی نگذشت که شرکتکنندگان شروع به تعریف کردن تجربههای شخصی خود کردند. از هر میز صدای گفتوگوهای پرشور بلند بود.
برای این گفتوگوها نیم ساعت وقت در نظر گرفته شده بود، اما بعضی از مهمانان دوست داشتند زمان بیشتری داشته باشند.
ویژگی جالب این مراسم آن بود که برخلاف بسیاری از برنامههای رسمی، شخصیتهای شناختهشده از پشت تریبون برای مردم سخنرانی نمیکردند؛ این بار خود مهمانان بودند که با یکدیگر حرف میزدند.
جملهای که میتوان آن را پیام اصلی آن شب دانست، این بود:
«در کنار مراسم رسمی دولتی، به گردهمایی شهروندان هم نیاز داریم.»
مهمانان در میزهای گفتوگوی موضوعی درباره خوشبختی، وطن و احساس تعلق بحث کردند. بسیاری از آنها پیشتر یکدیگر را نمیشناختند.
عکس: سلیمان باغ
با پایان گفتوگوهای گروهی، برنامه شب هنوز تمام نشده بود.
مهمانان کنار هم از غذاهای بوفه پذیرایی کردند و جشن ادامه پیدا کرد. بسیاری از گفتوگوها هم همچنان جریان داشت و افراد فرصت بیشتری پیدا کردند تا با یکدیگر آشنا شوند.
این مراسم در سالنی زیبا و همراه با موسیقی برگزار شد، اما چیزی فراتر از یک جشن ساده بود.
گردهمایی فرصتی بود برای فکر کردن به وحدت و همدلی اجتماعی، احساس تعلق به یک جامعه، توجه به منافع مشترک و همبستگی در عین تفاوتها.
سوم اکتبر را برای نخستین بار جشن گرفتند
«تا حالا زیاد به سوم اکتبر فکر نکرده بودم.»
این جمله در طول گردهمایی چندین بار از زبان شرکتکنندگان شنیده شد.
بعضی از مهمانان گفتند که پیش از آن هرگز روز وحدت آلمان را جشن نگرفته بودند، اما آن شب برایشان متفاوت بود.
روز ملی آلمان، در مقایسه با مناسبتهای ملی بسیاری از کشورهای دیگر، حالوهوایی رسمیتر و کمهیجانتر دارد.
این روز به مناسبت پایان جدایی آلمان پس از جنگ جهانی دوم نامگذاری شده است. اما امروز چه کسانی آن را جشن میگیرند؟ اصلاً هنوز چند نفر این مناسبت را گرامی میدارند؟
در بسیاری از کشورها، برگزاری جشنهای عمومی بخش طبیعی مناسبتهای ملی است؛ اما در آلمان، روز وحدت برای خیلیها بیش از هر چیز یک روز تعطیل است که لازم نیست سر کار بروند.
با این حال، مراسم آن شب نشان داد که میتوان یک مناسبت ملی را به شکلی متفاوت هم تجربه کرد؛ حتی میتوان شور و شوقی تازه در میان مردم به وجود آورد.
بازخوردهای مثبت شرکتکنندگان نیز نشان میداد که آنچه این روز را برایشان به یک جشن واقعی تبدیل کرده بود، بیش از هر چیز گفتوگو و ارتباط با دیگران بود.
«وحدت از دل گوناگونی شکل میگیرد»
تابلویی که برای ثبت نظرات و بازخوردها در نظر گرفته شده بود، نشان میداد این گردهمایی چه تأثیری بر مهمانان گذاشته است.
شرکتکنندگان نظرهای خود را روی تابلو نوشته بودند:
«از شما ممنونیم که در روز وحدت آلمان، ما را با اینهمه تفاوت و رنگارنگی دور یک میز جمع کردید. :)»
«متشکریم! این زیباترین جشنی بود که تا امروز برای روز وحدت آلمان تجربه کردهام. ایده فوقالعادهای بود و با آدمهای بسیار دوستداشتنی آشنا شدم.»
«هر سه سخنرانی بسیار تأثیرگذار بودند و شروع خوبی برای برنامه رقم زدند. گفتوگوهای دور میز هم جذاب بود. بهخصوص در میز ما که واقعاً هیچ نیازی به هدایتکننده بحث نداشتیم.»
«همه ما موافقیم که وحدت از گوناگونی نیرو میگیرد.»
این برنامه باید ادامه پیدا کند
بعد از پایان مراسم، بیشتر مهمانان یک خواسته مشترک داشتند: چنین برنامههایی باید بیشتر برگزار شود.
این شیوه برگزاری توانسته بود افرادی را که پیش از آن یکدیگر را نمیشناختند دور هم جمع کند و در مدت کوتاهی به گفتوگو با یکدیگر بکشاند.
در میان مهمانان، تعداد زیادی از ساکنان ودینگ حضور داشتند که با وجود زندگی در یک محله، تا آن شب هرگز یکدیگر را ندیده بودند.
برخی از شرکتکنندگان امیدوار بودند برنامه سال آینده هم تکرار شود؛ ترجیحاً در ودینگ یا حتی در خود محله بروننفیرتل.
برگزارکنندگان نیز امیدوارند گفتوگویی که میان گروههای مختلف جامعه شکل گرفته، به همان شب محدود نماند و در زندگی روزمره ادامه پیدا کند.
شاید این تنها یک خیال باشد؛ شاید هم امیدی برای آینده.
متن اصلی: https://brunnenmagazin.de/3-oktober-festakt-einigkeit/